جیمز کلیر
فصل ۹: نقش خانواده و دوستان در شکلدهی به عادات
سرآغاز: ماهیت قبیلهای انسان و میل زیستی به تعلق
داستان خواهران پولگار قدرت خارقالعاده فرهنگ و هنجارهای اجتماعی را در شکلدهی به رفتارهای فردی نمایان میسازد. رفتارهایی که در یک بافتار اجتماعی غیرمعمول یا طاقتفرسا تلقی میشوند، در بافتاری دیگر میتوانند به بدیهیترین، جذابترین و طبیعیترین فعالیتهای روزمره تبدیل شوند. انسانها به صورت منفرد و منزوی تصمیم نمیگیرند؛ ما در بستری از انتظارات، قضاوتها و الگوهای اطرافیان خود نفس میکشیم.
ما عاداتی را برمیگزینیم که مورد ستایش و تأیید فرهنگ ما باشند؛ زیرا ما تمایلی عمیق و تکاملی به همرنگ شدن با جماعت و تعلق به قبیله داریم.
ریشههای تکاملی همنوایی: قبیله به مثابه تضمین بقا
نخستین انسانها به تنهایی موجوداتی ضعیف و آسیبپذیر در برابر درندگان و مخاطرات طبیعی بودند. بقای اجداد ما در گرو عضویت در گروه و هماهنگی با قبیله بود؛ طرد شدن یا اخراج از قبیله، حکمی برابر با مرگ حتمی به همراه داشت. بنابراین در طول صدها هزار سال فرگشت، مغز ما به سامانهای هوشمند برای رصد رفتارهای اطرافیان و هماهنگسازی خود با هنجارهای جمعی مجهز شد. به همین دلیل، انجام رفتاری که با تشویق قبیله روبهرو شود در لایههای عصبی مغز شدیداً جذاب به نظر میرسد و برعکس، رفتاری که انزوای اجتماعی در پی داشته باشد وحشتانگیز است.
۱. تقلید از نزدیکان: اثر مسری مجاورت رفتاری
مجاورت فیزیکی اثری تکاندهنده بر عادات ناخودآگاه ما دارد. پژوهش مشهور کریستاکیس و فاولر بر روی ۳۲ سال دادههای مطالعه قلب فرامینگهام نشان داد که اگر دوست صمیمی شما چاق شود، احتمال چاقی شما در آینده ۵۷ درصد افزایش مییابد. به طور مشابه، عادات مصرف الکل، الگوهای سیگار کشیدن، کتابخوانی و حتی سطوح استرس و رضایت از زندگی از طریق شبکههای نزدیک اجتماعی به سرعت سرایت میکنند. ما لهجه رفتاری کسانی را میگیریم که با آنها وقت میگذرانیم.
۲. تقلید از اکثریت: نیروی مهارناپذیر همرنگشدن با جماعت
هنگامی که مطمئن نیستیم چگونه باید رفتار کنیم، به جمع نگاه میکنیم تا مسیر را بیابیم. پاداش تعلق داشتن به گروه معمولاً از پاداش برنده شدن در یک استدلال شخصی بالاتر است. اگر تغییر یک رفتار مستلزم جنگیدن مدام با هنجارهای جامعه یا تحقیر شدن توسط نزدیکان باشد، تغییر فوقالعاده دشوار خواهد بود؛ اما اگر تغییر رفتار موجب ستایش، پذیرش و تحسین گروه شود، انجام آن بسیار جذاب و مقاومتناپذیر میگردد.
۳. تقلید از قدرتمندان: عطش کسب موقعیت و احترام
در تمام گونههای پستانداران و به ویژه در جوامع انسانی، اعضای ردهبالا به منابع بهتر، امنیت بالاتر و مصونیت بیشتری دسترسی دارند. از این رو، ما به طور غریزی رفتارهای افرادی را نظاره و شبیهسازی میکنیم که دارای قدرت، تخصص و جایگاه رشکبرانگیز هستند. ما لباسهایی شبیه افراد موفق میپوشیم، از ادبیات کاری رهبران اثرگذار استفاده میکنیم و ابزارهای مورد استفاده آنان را میخریم؛ زیرا ناخودآگاه امیدواریم تکرار عادات آنها ما را نیز به منزلت اجتماعی و احترام مشابهی برساند.
هیچ عاملی پایدارتر از هویت قبیلهای انگیزه را حفظ نمیکند. وقتی یک عادت به بخشی از شیوه زندگی گروهی بدل میشود که به آن تعلق دارید، دیگر حفظ آن نیازمند زور زدن نیست؛ زیرا رها کردن آن یعنی رها کردن کیستی شما.

